Kulturverein CANOUN e. V.
انجمن فرهنگی کانون
النادي الثقافي كانون


ميترائيسم يا آئين مهر، دين جهانگير ايرانی

گردآوری وتنظیم از:

محمد رضوی دینانی

 

1. پیشگفتار

2. ایران خاستگاه دین مهری یا میترائیسم وگسترش آن

3. افسانه های مهر در دین مهر

4. قربانی گاو در آئین مهر

5. مهرابه در آئین مهر

6. جشن های آئینی مهریان یا آئین مهر

7. مهریان

8. تعمید ومراحل آن در آین مهر

9. مهر و پیوند آن با زردتشتگری، یهودیت، مسیحیت و اسلام

  

  

 1. پيشگفتار

آئین مهر در کنار زردتشتگری، مانویت یکی از ادیان بزرگ ایرانی است که با مانویت یکی از ادیان بزرگ جهانی به شمار میرفته است و مایه زیادی برای ادیان سامی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام گذاشته و این ادیان عناصر زیادی را از این ادیان ایرانی گرفته اند.

گویند ایرانیان کهن هیچوقت بت پرست نبوده وحتی مهریان وابسته به آئین مهر خدای خود را بنام ایزد مهر را پرستش نمیکردند، بلکه او را ستایش، نیایش کرده وسپاس می گفته اند. چون باید بین پرستش، ستایش و نیایش و ساسپاسگزاری فرق گذاشت. پرستش در جایی بکار میرود که باور داشته باشیم همه چیز و همه کس با نقشه قبلی از طرف نیرویی مافوق بشری وجدا از این هستی پیرامون ما در یک لحظه خلق شده است و با خلق این هستی ها توسط این نیرو سرنوشت این هستی ها از پیش معین شده و باید همیشه رضایت او را خواستار شویم و به تمام شریعت او عمل کنیم تا رستگار شویم و در اینجا جایی برای انسان وخرد او باقی نمی ماند و چنانچه گفتگو از خرد باشد بدین معنی است که باید ارده او را در چارچوب آنچه بما نازل کرده است جستجو کرد یعنی باید در دریای مشخص شده او غوص نمود و گوهری بدست آورد و اگر این گوهر در دریای دیگر یا در خشکی یا آسمانها پیدا شود، از اول بی اعتبار است. ستایش، نیایش (به مفهوم راز ونیازی فردی با خدا)  و سپاسگزاری چنین رابطه را نمایان نمی کند، بلکه جایی بزرگ برای خرد انسانی و یافته هایش باقی می گزارد.

 

2. ايران خاستگاه دين مهری يا ميترائيسم وگسترش آن

مهر یا میترا بنام پیمان و دوستی به کار میرفته است و اولین بار در 1400 سال پیش از میلاد مسیح (پ. م.) در متون تاریخی از آن یاد شده است. وخاستگاه هندی و ایرانی داشته است، چون در کتاب ودا هندیها و در نوشته های ایرانی از ایزد مهر یاد شده است. در ودا از دو خدا بنامهای وارونا - مهر یاد شده است. وارونا ایزد راستی، نظم و داد است و هربار این نظم گیتی بوسیله انسان بر هم خورد مهر یا ایزد مهر این نظم و آئین را از نو زنده میگرداند. ایرانیان کهن در کنار اهورمزدا که مثلا در سنگنبشته داریوش اول پادشاه هخامنشیان (522-486 پ. م.) از یاد  شده است:

خدای بزرگ است اهورمزدا،

که این زمین را آفریده،

که این آسمان را آفریده است،

که آدمیان را آفریده است،

که نیکبختی را برای آدمیان آفریده است

 

مهر را نیز ستایش میکرده اند مثلا از زبان اردشیر دوم چنین نقل کنند:

" سوگند به مهر، که اگر به این مرد شهرکی سپرده شده بود، به زودی آن شهر را
افزونی می بخشد."

ایزد مهر را در فرهنگ ایرانی به عنوان میانجی یا رهایی بخش میدانسته اند ودر اوستا یک بخش ویژه مهر نیز می باشد. نام های زیادی به نام مهر در فرهنگ ایران وجود دارد. مانند مهرماه، مهرداد و...

این خدای ایرانی و آئین او بدلیل درونمایه سلحشوری وعناصر جذاب دیگر آن توانست در بین سربازان، بازرگانان رومی وسپس با پشتیبانی سزارها در سراسر امپراتوری روم که بخش بزرگ جهان کهن را در زیر سلطه داشت، گسترش یابد و تبدیل به آئین غالب شود، تا اینکه توسط مسیحیت که عناصر زیادی از آئین مهر را گرفت و از آن خود کرد، سرکوب شود.

 

 3. افسانه های مهر در آئين مهر

زادن مهر:

زاده شدن مهر از یک صخره یا سنگ یکی از باورهای مهریان است. مهر با برخورد تندر و درخش (رعد وبرق) ،که یکی از نمادهای چیرگی است ، به سنگی در غاری (گاباره ای) در قله کوهی (در ایران دماوند) زاده میشود. این زایش نخست غار را روشن کرده و سپس جهان را.
در یک دست مهر خوشه ای وگاهی مشعلی و در دست دیگر دشنه ای قراردارد.

سنگ در اینجا نشانه بلندی بوده و همانند صحنه ای از کتاب خروج تورات است که کوه سینا بلرزه در آمده و از دود پوشیده شده و خدا در این هنگام در میان زبانه های آتش از آسمان نازل شده تا ده فرمان را به موسی پیغمبر کلیم خود اعلام کند.

در اوستا در دهمین سرود قربانی و در بند سیزدهم که در باره مهر است نیر آمده است که " از فراز کوهای البرز ایزدی در درخشندگی خیره کننده سر بر می آورد تا از آنجا سرزمین های آریایی را بنگرد و شاید نگهبانی نماید."

در برخی نگاره ها مهر با در دست داشتن کره خاکی در دست چپ و وجود برج های دوازده گانه فلکی در پیرامون او نشانه فرمانروایی او بر تمام جهان بوده و مانند یک هستی مینوی در کیهان زاده شده و در آن زندگی می کند.

دشنه در دست مهر که نشانه نیرومندی است و برای قربانی کردن گاو است تجسم میگردد، تا با آن گاو را قربانی کند تا بتواند به جهان جان تازه ای بخشد و نماد این جان تازه ه خوشه که در دست دیگر دارد، می باشد. خون گاو زمین را بارور میکند. "زادن" مهمترین کارکرد ووظیفه بغ مهر را که میانجی گری میان نیکی و بدی ومرگ وزندگی است نمایان میدارد. در نتیجه ایزد مهر به گونه "رهایی بخش" پا در هستی نهاده است.

جشن تولد مهر یا "روز میلاد" مهر برابر با25  دسامبر (روز تولد عیسی مسیح نیز میباشد)  برای مهریان از اهمیت زیادی برخوردار است (مانند کریسمس مسیحیان).

تولد ایزد مهر که از سنگ زاده میشود را با تصاویر دیگر همرا کرده اند که هر یک معنی ویژه ای دارند. مثلا مهر را با تیر کمان نشان داده شده که با آن از سنگ که در غار قرار دارد یا توده ای ابر آب جان بخش روان میکند و می توان با صحنه ای در تورات در کتاب خروج (1) 17، 6 مقایسه کرد که یهوه به موسی که قوم خود را به صحرا برده و تشنه شده اند، می گوید:

"هرگاه بر صخره زنی، آب از آن بیرون خواهد جهید وقوم می تواند بیاشامد".

برخی معتفدند که آب حیات یا آب حیوان یا آب خضر که خضر از آن نوشید وجاودانه شد ، سرچشمه مهری دارد.

حافظ گوید:

فرق است از آب خضر که ظلمات جای اوست

تا آب مــــا کـــــــــــه منبعش الله اکـــبر است

یا

من هماندم که وضو ساختم از چشمه ی مهر

چـــار تکبیر زدم یکسره بر هرچـــه که هست

 

چون به آبی که در چشمه مهرآبه بوده به آن نوشابه می گفته اند و نوشابه یعنی انوشه آب یعنی آب جاودانی و آب حیات.

برخی نگاره ها یا سنگ نگاره ها مهر را در صحنه های شکار نشان داده شده که هرودت معتقد است که این مسئله ناشی از آداب ورسون ایرانیان است که:

"کودکان پارسی سه چیز را از پنچ تا بیست سالگی بیش از همه می آموزند: سوارکاری، تیراندازی ومهر به راستی."

در میلاد ایزد مهر نوچه یا  یا نوکاران در حلقه دینی پذیرفته شده و با مراسم پنهانی آئین مهر آشنا میشوند.  

 

4. قربانی گاو در آئين مهر

قربانی کردن (برخی کردن) گاو:

قربانی کردن گاو مهمترین صحنه در کنار میلاد ایزد مهر است وباید در تمام نگاره ها یا سنگ نگار ه های مهری باشد و به شکل برجسته نمایان گردد.

دشنه را برخی نمودار تندر ودرخش یا روشنایی ایزدی و گاو را سمبل زمین می پندارند و با برخورد روشنایی به گاو ماده زمین بارور میشود (با نماد خوشه) ومرگ ونیستی از آن دور میشود (بدون خورشید زمین سیاره مرده ای است). مشعل یا شماله در دست چپ نشانه روشنایی اورمزدی است.

کتاب بندهش از کشتن گاو نیز یاد کرده است

علاوه بر برخی کردن (قربانی کردن) گاو که هسته مرکزی واصلی نگاره ها یا سنگ نگاره هاست حانداران دیگری همانند: سگ، مار، شیر، عقرب یا کژدم، خمره در زیر تصویر گاو و زاغ در بالای آن نیز دیده میشوند.

سگ نماد نگاهبانی و وفاداری است،
مار نماد زمین یا گذشت زمان است ونیز بعضی وقتها شیر که بنا به گفته هرودت ذات مطلق آتش است، دیده میشود.

رابطه شیر = آتش یا برابر با روان (روح) یا مار = زمین یا برابر با پیکر یا بدن (ماده) را می توان دانست که هردو از گودال پر از خون گاو که سرچشمه زندگی برای روان و پیکر است ، می نوشند.

کژدم زهار گاو را گرفته تا اورا از بین برد ونماد پلیدی است.

زاغ در بالای گاو به عنوان پیام آور کشتن گاو از طرف سل یعنی خدای آفتاب رومیان است ورابط بین آندو است.

عشاء ربانی:

پس از کشتن گاو که به فرمان سل خدای خورشید رومیان صورت گرفته، هر دو ایزد با خورشت مقدس متحد میشوند 

 

مهربانان:

معمولا در کنار صحنه برخی کردن (قربانی کردن) گاو بدست مهر در وسط نگاره ها یا سنگ نگاره ها که نشانه نیمروز است، دو مهربان با دو شماله (مشعل) یکی به سوی بالا و دیگری سوی پائین که نشانه بامدادان (برآمدن خورشید) و شامگاهان (فررفتن آفتاب) است نشان داده میشود. این سه نماد یعنی: بامدادان، نیمروز و شامگاهان سه مرحله جدا از هم نبوده بلکه یک جریان واعتقاد یگانه است وفقط سه صورت از یک نماد یا حقیقت واحدی است (مانند اقانیم سه گانه: پدر، پسر و روح القدس، که هر سه تشکیل خدای واحدی داده ولی سه نماد می گیرند.)

 

 

5. مهرابه در آئين مهر

"مهر از زمانهای پیشین در غاری سنگی که در نزدیک آن باید چشمه یی جوشان بوده، ستایش می شده است واین غار تصویر یک گیتی ویا گنبد آسمان را می نمایانده است." این نوشته یکی از رومیان است.

اگر به افسانه زادن مهر از صخره یا سنگ در غار نگاه کنیم شگفت آور نخواهد بود که مهریان غار را نه فقط جای زادن مهر بلکه مکان باززایی آمادگان یا نوچگان یا نوکاران است. در این غار یا مکان نوکاران با تعمید وپذیرش به عنوان ستایشگر مهر از نو زاده میشدند و پس از هر جشن، همانند مهر، از تاریکی مغارهای سنگی پای به روشنایی می نهند. و این حرکت از تاریکی به روشنایی پایه فلسفه دینی آئین مهر است. چشمه نزدیک به غار برای آماده کردن خورش نیایش و ساغرریزی و در ضمن نماد یکی از کارهای بزرگ مهر یعنی معجزه ی فوران آب توسط مهر از سنگ یا توده ابرها است.

مهرابه های مهری ساده و معمولا در غارهای طبیعی یا مصنوعی ساخته میشدند و گنجایش تعداد کمی داشتند. وهمه آنها باید تصویر قربانی گاو را داشته باشند و تقریبا همگی آنها دارای طرح یکسانی هستند.

 

بعضی معتقدند که "محراب" در مساجد اسلامی که جای مقدس می باشد، معرب "مهرابه" بوده و نه از کلمه "حرب" به معنای جنگ آمده است.

  

 

6. تعميد ومراحل آن در آئين مهر

تعمید در آئین مهر هفت گامه یا مرحله داشت که برای رسیدن به هرگامه ، نوچه یا نوکار باید آموزش ویژه ای را بگذراند تا بتواند پس از به جای آوردن مراسم خاص، به این گامه پذیرفته شود.

گامه های هفتگانه تعمید مهریان به قرار زیر است:

گامه به لاتين

گامه به فارسی

ستاره نشان دهنده آن

ايزدان نگهبان

نام جشنها واعياد آنها

نشانه های ويژه

Corax

زاغ یا کلاغ

کرونوس (زروان یا خدای زمان)

مرکور

Hiero coracia

Condu, Ceus

کلاغ – ساغر

Nymphus

یا

Cryphius

نامزد یا پوشیده (مستور) یا کرکس

آفرودیت

ونوس

Cryfii

دیهیم، مشعل، چراغ

Miles

سپاهی یا سزباز

زئوس

مارس

---

کیسه – نیزه – کلاه خود

Leo

شیر (لیث)

هرمس، ایزد بازرگانی یونان

ژوپیتر، ایزد رعد وبرق رومیان

Leontica

بیل آتشین، عود مصری، دسته برق

Perses

ایرانی یا پارسی

آرس، خدای جنگ یونان

لونا، الهه ی رومی ماه

Persica

شمشیر، داس، هلال ماه

Hiliodromus

خورشید مدار یا مهرپویا یا پیک خورشید

سلن، ایزد کهن آفتاب

سل، ایزد کهن آفتاب

Heliaca

دیهیم فروزنده، مشعل، تازیانه

Pater

پیر (پدر)

خورشید

کیوان

Patrica

عَلَم، کلاه فریژی، داس

Patera

 

(1)  کلاغ یا زاغ: نوباوه یا نوکار نخست به این گامه می رسید. زاغ نشانه شکمپارگی است وسیاهی او نشانه اهریمن. وکلاغ در نگاره ها به عنوان پیک سل ظاهر شده وخدمتگدار نیز می باشد. ونشان او پیاله است، چون او در گامهی بالتر مهریان را در طعام مقدس پذیرایی می کند ومرکور نگهبان اوست. .

(2)  نامزد یا پوشیده (مستور) یا کرکس: مرحله دوم تعمید است. نامزد یا "عروس نرینه" با مهر ازدواج می کند وبا انجام مراسم به ایزد آفتاب می پیوندد. نشانه این گامه یک چراغ نفتی کوچک و شماله (مشعل) است که به تعمید دهنده می دهند. در برخی از نگاره ها نامزدگان به گونه "پوشیدگان" (مستوران) آورده شده اند. وبرخی ان را مرحله را "کرکس" نامیده اند چون کرکس مردار خوار بوده و دورنگر می باشد. یعنی هنوز دلبسته به آرایه های فریبنده زمینی (جیفه دنیوی) است.

(3)  سپاهی یا سرباز: در این گامه نوباوه به راز "نیرو" و "دلیری" پی می برد و باید با پلیدی با کمک ایزد مهر بجنگد و یادآور متن های کهن وداها و اوستا است که ایزد مهر در چهره ی جنگاور در پیکار با پلیدی و پیروزی بر آن نشان داده شده است. نشان سپاهیان کلاه خود، نیزه وچرمینه (کیسه) سپاهیگری است.

به کلاغ، نامزد و سپاهی نوکار میگفته اند و حق شرکت در عشاء مقدس نداشته اند ولی "خدمتگزار" بودند.

(4)  شیر یا لیث  (عربی): شیران حق شرکت در مراسم عشاء ربانی داشتند ونشان ویژه آنها بیل آتش، عود مصری و دسته برق بود و تحت نگهبانی ژوپیتر فرار داشتند. اینان در مراسم طعام مقدس موسیقی نواخته و وظائف دیگر به عهده آنها بود و چون شیر دهن به مردار نمی زند نشان سربلندی و دلبستگی او به روشنایی داشته است وبا عسل که یک عنصر پاک کننده است، تعمید می شده است . عمرو لیث ویعقوب لیث دو پادشاه ایرانی بودند که به این پایگاه رسیدند. از این مرحله به بالا به شاگرد "پیوسته" می گفتند.

(5)  ایرانی یا پارسی: پنچمین گامه تعمید مهری است و با عسل که عنصر نگهدارنده است تعمید می یافتند. در باور ایرانیان کهن، عسل از ماه می آید که تخمه گاو را به خود گرفته وپاک می کند تا بدینوسیله میوه ها وگیاهان نو پدید آیند. و "ایرانی" بدین گونه با ماه یکی شده و زبر نگهبانی ماه قرار میگیرد.  هلال ماه، داس و داس بلند درو نشان ایرانی هستند. ایرانی یا "پیوسته" یا "هم پیوند" به راز "شیفتگی" پی برده، شیفتگی او دو سویه است: از یک سو به مردمان مهر می ورزد وبرای آسایش آنان در کوشش است و از سوی دیگر به مهر که پشتیبان نیکی و راستی است یاری میرساند.

(6)  خورشید مدار، مهرپویا یا پیک خورشید: ششمین گامه بوده ومفهوم آن نماینده سل، ایزد آفتاب وزیر نگهبانی او قرار داشتن. نشانهای این گامه: تازیانه، شماله (مشعل) ودیهیم فروزنده. سل توسط زاغ دستور کشتن گاو را ابلاغ کرده و با او طعام مقدس خورده و از آنجا به آسمانها پرواز کرده است. خورشید مدار یا مهرپویا کسی که به سوی خورشید گام برمی دارد ومی تواند با چشم درون بنگرد ودست نیرومند اهریمن درگزند رسانی به روان پالوده اش ناتوان است و می توان راهنمایی و استادی نوکاران را به او سپرد.

حافظ که برخی اورا مهری دانسته اند و به این گامه رسیده است، گوید:

به هــــواداری او، ذره صفت، رقص کنان

تا لب چشمه ی خورشید درخشان بروم

 

(7)  پدر یا پیر: بالاترین گامه تعمید مهری است ونماینده زمینی ایزد مهر هستند. آنان جامه ویژه مهر بر تن کرده اند ونشانهای برازندگی ایشان عبارت از کلاه ویژه "فریژی" دشنه، عصا ونیز کاسه ذبح یا قربانی بنام "پاترا". پدر با عصا همچو مهر حکومت می کند و با کاسه ی ذبح، نمایندگی وظیفه قربانی را به گردن دارد. او "اسقف" پیروان است. در برترین گامه از هفت مرتبه تعمید، پس از سپری کردن درب هفتم، پیش درب هشتم قرار دارد، دربی که می تواند او را به فضای آسمان بیکرانه رهنمون شود، همانجایی که بردن پیروان بدانجا، ارجمندترین وظیفه اوست. هیچکس نمی توانسته است که راه را بی پدر یا پیر بپیماید.

 

7. جشن های آئينی مهريان يا آئين مهر

عشاء مقدس یا طعام مقدس یا عشاء ربانی یکی از مهمترین جشنهای مهریان بوده است که در آن معمولا گوشت وخون پرندگان، گوسفندان وگاو وغیره صرف میشده است. در این جشن همه مهریان اجازه شرکت در ان را نداشتند ودر آن نیایش های مهری خوانده میشد.  مهریان معتقد بودند که با خوردن گوشت و خون گاو از نو زاده می شوند، به همان سان که روزگاری با خون کشته شده گاو بدست مهر، جان در زمین دمیده شد.  کشیش های امروزی نیز هنگام بجای آوری مراسم عشاء ربانی سرودهای مذهی مانند مهریان در هنگام اجرای مراسم طعام مقدس زیر لب زمزمه می کنند.

 

یک از ستایش های مهر هنگام عشاء ربانی:

"به من گوش فرا ده، یزدان! که با دم روان کاخ های آتشین آسمان را فروبسته ای، ای دو پیکر، آتشگر، آفریننده روشنایی، آتشین دم، آتشین خو، نوربخش روان، آتش بخش، زیبا درخشنده، شهریار فروزندگی، آتشین پیکر، روشنی آور، روشنی فشان، آتشین آوا، زنده فروزنده، آتشین پویا، روشنی افزا، درخش آوا، بلندآواز افروزش، روشنی افزون، نور با آذر، بر اختران پیروز..."

 مسیحیان با کینه وتعصب تا آنجا که توانستند به تخریب نگاره های عشاء مقدس یا ربانی پرداختند، چون معتقد بودند که مهریان مراسم عشاء ربانی را از آنها که دین جدیدی است گرفته اند و نه برعکس.

 

8. مهريان

مهریان می توانستند همگی در جشنها شرکت کنند، فرقی بین دارا و ندار، دانا ونادان نبود. مهریان در پست های گوناگون کار می کرده اند و آیا آنها در امپراطوری روم دارای سازمانهای برسمیت شناخته بودنه اند، هنوز مشخص نیست. نمی توان قاطعانه در این باره داوری کرد. 

 

9. باورهای مهری وبويژه اختر شناسی ايران باستان

هدف از مراسم پرستشی مهری آزاد کردن روان که مهری است از زندان تن و رسیدن به سرچشمه پاکی و خوبی و بی آلایشی است که همان مهر است یا روشنایی است. وبرای این کار علاوه بر مراسم دینی وعبادی از یک سیستم که نماد مراحل گوناگون این سیر بوده استفاده میشده است. اما مهریان آزار رساندن به تن را روا نشمرده و خوردن و نوشیدن را سفارش کرده اند، مانندی که فردوسی در باره فریدون گوید:

به روز خجسته سرِ مهر ماه

به سربرنـهاد آن کیانی کلاه

و

پرستیدن مهرگان، دین اوست

تــن آســـایی آیـــیـــن اوست

مهر و مهریان با بجای آوردن این آیین ها باور داشتند که روان خود را رها نموده وبه آسمان در می آمدند، و در هفت اسکوب (طبقه) سپهر (فلک) جای می گرفتند و از این جایگیری هفت اختران یا هفت روشنان (کواکب سبعه) پدید آیند که هفت آسمان را تشکیل میدهند که عبارتند از:

سپهر یکم: خورشيد و برترین آسمانها، در مقایسه با توپال ها (فلزات) "زرین" است و با رنگها "زرد" و با جانداران "شیر" ونشانه دلیری، شکوه و شادمانی است.

سپهر دویم: تیر (عطارد)، در مقایسه با توپال ها (فلزات) "سیماب (جیوه)"، با رنگها "سرخ"، با جانداران، آدمی یا دو پیکر آدمی (جوزا) او را دبیر سپهر ونماد خرد ودانایی دانسته اند.

سپهر سیم: ناهید (زهره) ، در مقایسه با توپال ها (فلزات) مس است و با رنگها سبز، .با جانداران گاونر است. ونشانه شکوفیدن .بارندگی وشیفتگی است و ناهید نیز جایگاه مهربان خورایی (مشرقی) است.

سپهر چهارم: ماه (قمر)، در آسمان چهارم است. در سنجش با جانداران کَشف یا لاک پشت بوده وبا توپال ها سیم (نقره) و با رنگها "آبی" است. ماه نماد افسردگی، خود خواهی وخواب آلودگی است. و یک از جایگاهای مهربان خوربری (مغربی) است.

سپهر پنجم: بهرام (مریخ) ، در آسمان پنجم است و به آن دژخیم (جلاد) سپهر گفته اند. در در مقایسه با توپال ها (فلزات) آهن یا برنج بوده و رنگ نارنجی نماد آنست و با جانداران "بره = حمل) است با این که نشانه جنگ، خونریزی وستمگری است. ویکی از جایگاهای آسمانی مهربان خوربری (مغربی) است.

سپهر ششم: بورجیس (مشتری) ، در آسمان ششم است. در مقایسه با توپال ها (فلزات) ارزیر (قلمی) و با جانداران ماهی (حوت) و با رنگها "ختکستری" یا "بنفش" است. یکی از پایگاه های مهربان خورایی (مشرقی) است. و آنرا داور (قاضی) سپهر نام گذاشته اند ونماد دادگری وداوری است.

سپهر هفتم: کیوان (زحل) ، آسمان هفتم و فرودترین آنها است ویکی از جایگاههای مهربان خوربری (مغرب) ، در مقایسه با توپال ها (فلزات) "سرب" و با جانداران برابر "بزغال یا جدی" است، و با رنگها "سیاه یا نیلی" است و نشانه ترس، بزدلی و دشمنی و کینه توزی است.

 

برخی بر این باورند که دانش "اختر ماری" یعنی پیوند زندگی و آینده انسان با ستارگان را ایرانیان کهن یا بهتر گوئیم کاسپ ها (ساکنان کناره های دریای کاسپین یا دریای خزر) بنیاد نهاده و نه بابلیان.

مهر به زمین که زادگاه اوست و زیر آسمان هفتم در سیاهی وتاریکی در چنگ اهریمن بوده تاخته و روشن وآباد گردانید، چون بدون روشنایی زندگی قابل تصور نبوده است.

در باور مهری روان (نفس) دو بهره دارد، یکی زاب ها (صفات مادی) و دیگر فروزه ها (صفات معنوی). آدمی باید زاب هایی چون: بزدلی، بیدادگری، افسردگی، خونریزی، خودخواهی، دشمنی .کینه توزی را از روان یا درون خود بزداید و فروزهایی چون: دانایی، دادگری، داوری درست، شکوفایی، شادمانی، شکوه وآبادانی، شیفتگی ودلیری را در روان ودرون خود تقویت کند. این روان پیراسته و پالوده در اندیشه ایرانی "جان" است و در خور بازگشت به آسمان برین که آغازگاه فروپویی (هبوط) او بوده است. تن از آمیزش هفت توپال (فلز) و هفت رنگ پدید آمده ولی پلید نیست و آزار رساندن به آن روا نبوده، چون این آمیزه ای از نیکی و بدی است.

 

10. مهر و پيوند آن با زردتشتگری، يهوديت، مسيحيت و اسلام

زردتشتگری با آئین مهر در افتاد و تا آنجا که توانست ان را سرکوب کرد ولی در ضمن عناصر زیادی را از این آئین را در خود جذب نمود و یکی یشت های اوستا را ویژه مهر نمود واز این خدای ایرانی تجلیل نمود.

اهورمزدا در کرده ی یکم مهریشت به زردتشت چنین گوید:

"اهورمزدا به سپیتمان زردتشت گفت:

ای "سپیتمان"

من "مهر" دارنده دشتهای

فراخ را بهنگام آفرینش در شایستگی،

ستایش وبرازندگی نیایش، برابر خود اهورمزدا (هستم)

بیافریدم"

يهوديت نیز از آئین مهر تاثیر پذیرفته است و می توان در این دین سامی نشانه هایی از آن را یافت.

دومین ماه آنها به نام زیو آمده و به معنای روشنایی وشکوه است ونماد آن گاو است و پنجمین ماه بنام آوا با نماد شیر و گرامی داشت شماره هفت ونماز بامدادان وشامگاهان (مغرب) ونیمروز می توانند نشانه های مهری داشته باشند.

 

مسيحيت را می توان وارث بلا فصل آئین مهر دانست و ترسایان تا پایان نیمه دوم سده پنجم میلادی مراسم عبادی آیین مهری را به جای آیین های ترسایی بجای می آوردند و آفتاب را نیایش می کرده اند. بر فراز بلندیها هنگام برآمدن خورشید کرنش کرده و هنگام خوربَران (مغرب) تعظیم میکردند و در کلیساها نیز همین روش پرستش را بجای می آوردند و پاپ لئوی یکم در این زمینه گوید: " ترسایان به کلیسای پتروس میروند و به جای آن که خدای یگانه را پرستش کنند، به نیایش خورشید می پردازند".   برخی همانندیهای مسیحیت و آئین مهر را می توان به شکل زیر یاد کرد:

  1. زاد روز یا تولد عیسی مسیح یا کریسمس یا به المانی Weihnachten با زاد شب یا تولد بغ مهر یا ایزد روشنایی یکی است و تا سده چهارم مسیحی این زاد روز را در ششم ژانویه جشن میگرفتند که برابر با تولد مهر است ولی با تصحیح تقویم یا گاه شماری بر پایه نو اکنون برابر با 25 دسامبر است. زاد شب مهر همان شب آغاز زمستان است ودرازترین شب سال است که از سوی ایرانیان امروزه به نام "شب یلدا" جشن گرفته میشود.
  2. افراشتن درخت کاج که همان شروان (=سرو) آریایی است وبرگرفته از آئین مهری است و این کاج نیز در سنگ نگاره های تخت جمشید دیده میشود.
  3. ستاره بالای کاج که خود نمادی از روشنایی است. مهر نیز در زاد شب مهر کاج را با دو رشته نوار سیمگونه و زرین گونه به نشانه های کهکشان دور ونزدیک می آراستند.
  4. تثلیث یا سه گانگی مسیحیت به نام پدر، پسر و روح القدس نمادی از ثتلیث مهریان است که سه سرور داشته که یکی مهر است یعنی خوشید نیمروز و دو مهربان که نماد بامدادان یا بر آمدن آفتاب و شامگاهان یا فرو رفتن آفتاب و این هر سه نماد یکی است و یک واحد را تشکیل می دهند. چون نور یا خورشید را نمی تقسیم کرد.
  5. بسیاری از نامهای به کار رفته در آیین کاتولیک بر گرفته از آیین مهر است. پاپ برابر با پدر مهری که برترین پایه است. آبه در مهرابه بمعنی جای گود و برای پائین ترین رده کشیشها به کار میرود. تاج پاپ بنام تيار همان تاجی است که پدر مهری ارمغان میکرده اند نام تاج پادشاهان ماد و پارس نیز تیار نام داشت. سرپوش بلند چاک دار کاردینالها بنام ميتر بر گرفته از میتر است وبا کلاه مهری همسان است.

آیین عشاء ربانی و بامدادان به کلیسا رفتن واز دست کشیش نان و می گرفتن وخوردن و نوشیدن نشانه های مهری داشته زیرا پس از کشتن گاو توسط مهر مراسم عشاء ربانی انجام می گرفت.

غسل تعمید مسیحی همانند غسل تعمید مهری ولی با روشی دیگر می باشد. آمادگان مهریان نخست رو به خوربَران (شامگاهان یا مغرب) که در باور آنها جایگاه اهریمن است، ایستاده  ومی گفتند: "مرا با تو وکارهای فریبنده است سر و کاری نیست" سپس روی به سوی خورآیان (مشرق، بامدادن) کرده و نیایش نموده: "ای رهاننده، من به سوی تو می آیم." و سپس در آب فرو می رفتند و پس از آن "چون نوزادی پاک و از هر آلایشی پیراسته بودند."

پوشش سرخ کاردینالها و پاپ هنگام مراسم یادآور پوشش سرخ مهریان است که نشانه برآمدن خورشید است.

 

اسلام که بر گرفته از مسیحیت ویهودیت است و با مراسم و آیین های شبه جزیره عربستان پیش اسلام تلفیق گرده، نمی تواند از تاثیر آئین مهر وآئین های قبل از آن  به دور باشد.

آیه 16 سوره کهف در قرآن " ... وگردش آفتاب را چنان مشاهده میکنی که هنگام طلوع از سمت راست غار آنها برکنار و هنگام غروب نیز از جانب چپ ایشان بدور می گردید ..." نمایش مهرابه و زایش مهر است. محراب مساجد اسلامی نه از حرب بلکه از مهرابه گرفته شده است. مسجد از مزگت که نخست مزداکده یا مزکده بوده، مشتق شده است و بمعنی جایگاه والا. در آیه 43 سوره احزاب در باره ویژگی خدا آمده است: "اوست خدایی که او و هم فرشتگانش بر شما رحمت میفرستند تا شما را از (ظلمتهای جهل وگمراهی) بیرون آورد وبعالم  نور (علم وایمان) رساند ...) یکی از ویژه گیهای مهر است. واژه های تاریکی وروشنایی در قرآن می توانند ریشه های مهری داشته باشند. مانند : آیه 16 سوره رعد، آیه 1 سوره انعام، سوره نجم، ضحی، سوره های تکویر، فلق، شمس، نور آیه 35.

شمار ها آسمانها نیز هفت است (آیه 44 سوره اسراء) یا در آیه 17 سوره مومنون نیز شماره 7 بکار برده شده است.

  

در پایان  "مهر نیایش" زیبای اوستایی را که یکی از شیواترین نیایش های زردتشتی است با هم بخوانیم:

"مهر دارنده ی دشت های پهناور، راست

گفتار، انجمن آرا، هزار گوش، ده هزار

چشم، خوش اندام، برازنده ی بسیار آگاه،

دلیر، بی خــواب وبیدار جــــاودانه را

بزرگ می داریم، مهر، خدای اشو را بزرگ

می داریم، ستارگان وماه وخورشید را با

گیاه بَرسم بزرگ می داریم. مهرسرپرست

هــمه کشــورها را بزرگ میداریم. مهر

دارنــده ی دشتهای پهـــناور را کـــه به

کشورهای آریایی آشیان های خوش وخرم

می بخــشد، بــزرگ داریم.

بشود که او برای یاری ما آید، بشود که

او برای رهایی ما آید، بشود که او برای

آمرزش ما آید، بشود که او برای درمان

ما آید، بشود که او برای پیروزی ما آید،

بشود که او برای به زیستی مــا آید.

او که در جهان خاکی نیرومند و پیروز

است، سزاوار بزرگداشت و درخور شیفتگی

است. او را نمی توان فریفت، آن

مهر دارنده ی دشت های پهناور، آن مهر

هزار گوش و ده هزار چشم."

 




Home
برگشت به فارسی

Home  |  برگشت به برگه فارسی